خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    یه خبر خیلی خوش حال کننده شنیدم امروز

    معصومه زنگ زد

    برا عرویش دعوتم کرد

    اصن از پارسال که باهاش حرف زدم دیگه خبری ازش نداشتم گف همون پارسال عقد کرد همین چند روز اینده هم عروسیشه

     از شنیدن صداش انقد خوشال شدم

    نمیدونم تاحالا از شنیدن صدای کسی انقد خوشال نشده بودم امروز نمیدونم چی شد خیلی خوشال شدم وقتی صداشو شنیدم و خوشال تر شدم وقتی گف عروسیشه

    _چه جالبه پارسال اخرین باری که حرف میزدیم از ازدواجو این جور چیزا گف معلوم نیس شاید همین فردا منم ازدواج کنم یا هم سال بعد یا سالای بعد

    همون همون موقع ها هم ازدواج کرد:)

    _حس خوبی دارم خیلی

    +مامان میگه دیگه دوستای مجردت تموم شد؟

    یه جوری شدم

    سریع گفتم نه هنو خیلی مونده

    هرچند انگشت شمار موندن

    نمیدونم من ماعده  مهین افسانه زهرا

     

     

     

     

     

    +چقد ادم وقتی یه چیزیو که ازش بدش میومد رو از دست میده و نمیتونه بدستش بیاره تازه اون موقع دلش میخواد کاش داشت کاش میتونست  اونم به اون مرتبه برسه

    چقد از ازدواج متنفر بودمو میترسیدم

    و چقد الان دلم یه یار همیشگی میخواد وقتی که دیگه نمیتونم داشته باشم کسیو...

    _خودمو به این قانع میکنم شاید زندگی من اینطوری اتفاقات خوبی خواهد داشت شاید من اینطوری زندگیم خوش باشه

    شاید سالای بعد موفقیتای خوبی تو انتظارمه

    +خیلی دارم تلاش میکنم برا زبان

    مخصوصا با این استاد عالی که این ترم دارم،خیلی فداکاره خیلی تلاش میکنه برامون چیزایی که بلده رو یاد بده

    خیلی روحیه میگیرم ازش تو کلاس

    حس خوبی بهم میده

    +با این اوضاعی که دارم برنامه ریختم برا زندگیم

    شاید اصن دلیل این اتفاق این بود که به زندگیم برنامه و هدف بدم

    _جدی تر از قبل برا یاد گرفتن زبان دارم تلاش میکنم

    _کتاب خوندنو دوباره شرو کردم،هم خوندنش هم گوش دادن به کتابای صوتی

    _کلاس خوش نویسی اسم نوشتم بی صبرانه منتظر شرو شدن کلاساشم:)

    _کلاس عکاسیم چند روزه اسم نوشتم:)

    +یه اتفاق خوبی هم که این دو سه روزه افتاد این بود که بدون استرس رفتم خری وسایل شخصی:)چیزی که همیشه استرس داشتم بیخودی،ولی کلی خرید کردم:)

    +نمیتونم خودمو گول بزنم،ته دلم ناراحتم داغونم،هی به موضوع فکر میکنم به اتفاقایی که ممکنه بیوفته و مطمعننم میوفته بعدش  خودمو با دلایل بیخودی و با شجاعت احمقانه ای که اصن ندارم ،اروم میکنم

    برا نیم ساعت یه ساعتی حالم خوب میشه بایت شجاعتی که اصن ندارم،ولی بعد دوباره بهم میریزم

    دلم میخواد گریه کنم یه دل سیییر

    نمیتونم:(


    این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خیلی ,میکنم ,شاید ,خوبی ,خوشال ,پارسال ,تلاش میکنم ,دارم تلاش ,انقد خوشال ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده